رقص درمانی!!!
گردآوری: امید اکبری
رقصرقص به حرکت درآوردن هماهنگ اندام های بدن همراه با موسیقی است که بر اساس کشش به منظور احساس های فردی و اجتماعی و نیز برگزار کردن آئین ها اجرا می شود .
رقص می تواند بازنمایی اندیشه و نمایش داستانی معین با بهره گیری از هنر صحنه پردازی باشد ، مانند باله ی کلاسیک
ویژگی رقص که آن را از دیگر فعالیت های بدنی متمایز می کند ، جنبه ی هنری آن است . در رقص تن و روان به یکدیگر می پیوندند ، یعنی هر حرکت بدن متاثر از یک حالت درونی و عاطفی است ، به گونه ای که جسم ، اندیشه و عواطف انسا نی به صورت واقعیتی یگانه تجسم می یابد .
هم چنین رقص به گونه ی استعاری روابط انسان ها را با یکدیگر بیان می کند .
در رقص های دسته جمعی احساس و عاطفه ی مشترک بین رقصندگان و تماشاگران به وجود می آید .
رقص های هر قوم و ملتی ، شیوه ها و گونه های خاصی برای بیان عاطفی و ارتباط با دیگران دارد.
رقصیدن با موسیقی به قدیمی ترین غریزه ی ذاتی ما برمی گردد.
از بدو زمانی که بشر پا بر این کره ی خاکی گذاشت، رقص جزئی از فرهنگ بوده است. این جنب و جوش و حرکات زیبا، علاوه بر اینکه تفریح جالبی است و برای جسم و فکر ما مفید است، حواس بینایی، شنوایی و بساوایی را نیز تقویت می کند.
رقصیدن یکی از بهترین راه های آوردن فعالیت فیزیکی در زندگیمان است. یکی از دلایل همه گیر شدن این ورزش ریتمیک، انواع متعدد و مختلف آن است که با سلایق مختلف مردم سازگار است. برای همه مفید است .
برای سلامت ماندن، متخصصین پیشنهاد می کنند که هر کس حداقل پنج بار در هفته، به مدت 30 دقیقه در فعالیت های فیزیکی با شدت متوسط شرکت کنند. این فعالیت ها ضربان قلب و تنفس شما را افزایش داده و شما را گرم می کند. لازم نیست حتماً به نفس نفس زدن بیفتید و شُر و شُر عرق بریزید. همین که بتوانید 30 دقیقه این حرکات را ادامه دهید کافی است.
جالب است بدانید که رقص نیز می تواند جزئی از این فعالیت های فیزیکی باشد. اکثر سبک های رقص، حتی نوع آرام آن والس، شدتی تقریباً برابر با 3 مایل در ساعت پیاده روی متوسط دارد. افرادی که حتی در چاردیواری یک اتاق به تنهایی می رقصند، ضرر نمی کنند، چون با این کار ضربان قلب و تنفسشان را بالا می برند.
کاهش خطر ابتلا به بعضی بیماری ها :
رقصیدن به طور مداوم، خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، فشار خون بالا، دیابت نوع دوم و سرطان را کاهش می دهد.
کالری سوزی می کند :
رقص، یک فرد متوسط با وزن 60 کیلوگرم حداقل 99 کالری خواهد سوزاند. البته این مسئله در سبک رقص های مختلف تفاوت متغیر است. با رقص های پر جنب و جوش تر مسلماً میزان بیشتری کالری خواهید سوزاند.
برای استخوانها و مفاصل مفید است :
رقصیدن احتمال ابتلا به پوکی استخوان را کاهش می دهد، به این دلیل که گام های رقص بر استخوانها فشاری وارد می کند که کمک می کند تا مستحکم و متراکم بمانند. هرچه استخوانهای شما متراکم تر باشند، استحکام بیشتری خواهند داشت و در مواقع افتادن یا زمین خوردن کمتر دچار شکستگی می شوند. همچنین حرکات پر جنب و جوش رقص برای عضلات و مفاصل نیز مفید هستند و از ابتلا به ورم مفاصل جلوگیری میکند.
فرد را فعال می سازد :
جنب و جوش رقص فرد را به تکاپو می اندازد و حفظ تعادل و هماهنگی هنگام رقص، قدرت بدنی او را افزایش می دهد. این مسئله باعث می شود که افراد در زندگی روزمره نیز راحت تر بتوانند تعادل خود را حفظ کنند و کمتر زمین بخورند و همچنین پر جنب و جوش تر و فعالتر شوند.
فواید ذهنی :
رقص های پر جنب و جوش و تند، مغز را نیز همانند جسم فعال نگاه می دارد. ورزش گردش خون را افزایش می دهد و به این ترتیب اکسیژن راحت تر و سریعتر به مغز میرسد. همچنین یادگیری حرکات مختلف و گام های دشوار رقص، باعث می شود ذهن نیز به تکاپو بیفتد. محققین دریافته اند که رقص از بروز بیماری آلزایمر و جنون جلوگیری می کند. ورزش نه تنها زوال مغز را کندتر می کند، بلکه قدرت مغز را نیز افزایش می دهد. تجربه نشان داده است که گوش دادن به موسیقی حین رقص، این توانایی را چند برابر میکند.
فواید اجتماعی :
یکی دیگر از فواید عالی رقص، درمورد زندگی اجتماعی است. با اینکه تنهایی رقصیدن هم فواید کافی برای سلامتی شما دارد، اما رقص گروهی و دو نفره باعث می شود علاوه بر این فواید جسمانی، روحتان را نیز با پیدا کردن دوستی های تازه یا مستحکم تر کردن دوستی های گذشته تقویت کنید. احساس عضویت داشتن در یک جمع، گروه یا اجتماع، یکی از کلیدهای رسیدن به زندگی سعادتمندانه است. اگر موقعیت مهمانی رفتن برایتان پیش نمی آید، می توانید با شرکت در کلاسهای رقص، از این فایده ی این ورزش زیبا و ریتمیک نیز استفاده ببرید.
تقویت روحیه :
اکثر سبک های رقص فواید زیادی برای تمدد اعصاب دارند. هنگام رقص می توانید ذهنتان را به هر کجا که دوست دارید پرواز دهید و به آرامش درونی برسید. محققین دریافته اند که رقصیدن مداوم، از بروز بیماری های روانی مثل افسردگی جلوگیری به عمل می آورد. همچنین فرد با یادگرفتن حرکات و گام های دشوار رقص، به احساس موفقیت دست می یابد که برای تقویت روحیه و اعتماد به نفس عالی است.رقص همچنین باعث خوش هیکل و لاغر ماندن شما نیز می شود. با بالا رفتن سن، جلوگیری از اضافه وزن کار بسیار مشکلی می شود چون بالا رفتن سن با کاهش حجم عضلانی و افزایش حجم چربی بدن مرتبط است. اما یکی از فواید رقصیدن، کالری سوزی آن است.
علاوه بر این مزیت ها، آنقدر از این کار لذت می برید که حتی فراموش میکنید در حال ورزش کردن هستید.
***********************************************************************************************************************
تاريخ رقص در ايران
رقص ها به طور کلی بازتاب شرایط اقلیمی ، تاریخ ، فرهنگ ، باورها و موسیقی است . بنابراین تنوع شکل و هدف رقص ها به اندازه ی تنوع فرهنگ ها متفاوت است . رقص ها به تنهایی ، دو نفره ، سه نفره ، چهار نفره و بیشتر ، با آرایش های دایره ، چهارگوش ، و یا صف های بلند اجرا می شوند .
معادل فارسی رقص (بازی) است . بازی در زبان پهلوی وازیک ، واچیک یا واژیک خوانده می شود .
(واز) در زبان پهلوی به معنی پرواز ، جنبش و جهش است . در برهان قاطع ( واخیدن) به معنی از هم جداکردن و جدایی نمودن است ، بدین گونه بازی یا واچیک ، کاری است که در آن بدن به حرکت درمی آید و دستها حالت پرواز و افشاندن به خود می گیرد و چون حالت افشاندن دستها در انواع رقص هست ، رقص را دست افشانی و پایکوبی هم می گویند.
در بیشتر نقاط ایران و در تمام خراسان به رقص بازی می گویند . نیز در متنها و اصطلاح های محلی واژه ی بازی به کاربرده شده است ، مانند چوب بازی (رقص چوب) و پای بازی (رقص پا) در قدیمی ترین سند بازیها ، رساله ی خسرو قبادیان وریدک ، انواع رقص ها مانند رقص با رسن ، زنجیر، چوب و شمشیر نام برده شده است.
هنر رقص در ایران آن چنان در ذهن و زندگی ساکنان این سرزمین ریشه دارد که در بسیاری از افسانه ها و قصه های رایج در میان قوم ها و طایفه ها ، به نوعی این هنر را در مسیر رویداد های داستان های خود گنجانده اند
ویژگیهای و مضمون های گوناگون رقص های قومی و محلی در ایران:
رقص در ایران از نظر تاریخی و تمدن ، بازتابی از ویژگیها و روحیه اقوام مختلف ایرانی در رویارویی با جهان هستی است .
رقص های مناطق مختلف ایران دارای مضمونهای متنوعی چون آئینی و دینی ، شادی و تغزل ، حماسه و رزم ، کار ، تقلید و نمایش ،سوگ و درمان است.
تاریخ رقص در ایران را می توان به سه دوره تقسیم کرد :
الف) دوره ی آغازین عهد باستان
ب) دوران تشکیل امپراتوری های بزرگ ماد ، هخامنشی، سلوکی ، اشکانی و ساسانی
پ) دوران پس از آمدن اسلام به ایران
نمونه های دیگری که از هزاره های پنجم ، چهارم و سوم ق.م. بدست آمده است عبارتند از :
. تکه سفال نگار ه داری از کاوش های سگز آباد قزوین ، همزمان با سیلک کاشان
. تکه سفالی از (( تپه سبز)) شوش به گونه ی متفاوتی از رقص دسته بند مردم سیلک و مردم سگزآباد
تکه سفالی از تپه ((حصار)) دامغان نمایشگر رقص جنگی پنج مرد.
. تکه سفالی از نهاوند نشانگر رقص دسته بند دایره وار گروهی از زنان ( در موزه ی لوور پاریس نگهداری می شود
تکه سفالی از تپه سیلک کاشان که در فاصله رقصندگان نشانه هایی از خورشید و پرندگان آبی وجود دارد (این نگاره در موزه ی ایران باستان است.
تکه سفالی با پیکره ی چند رقصنده ی زن در (چشمه علی ) با سربند ها و کلاه های بلند بر سر و جامه های تنگ و کیسه ای ( موزه ی لوور )
رقص با دستمال در سیلک مربوط به 3600 سال ق.م.
رقص برداشت محصول و خرمن از ( تپه موسیان) رقصندگان با خم کردن بازوان از آرنج به سوی بالا دست ها یا انگشتان کوچک یکدیگر را در برابر شانه ها گرفته اند . این گونه رقص هنوز هم در میان ایرانیان ارمنی و نسطوری (سریانی/آشوری) معمول است.
تکه سفال دیگری از تپه موسیان نشان دهنده ی رقص نیایش به خدایان.
تکه سفالی از (( تپه خزینه )) رقص سه تن به حالت جذبه که با بلند کردن دست ها به طرف بالا عروج به آسمان را نشان می دهند . نقش نردبانی پایین تنه ی رقصندگان نشانه یی از صعود به آسمان و نزدیک شدن به جایگاه خدایان است . خط های موازی زیر پا و بالای سر رقصندگان نشان دهنده ی طبقه های زمین و آسمان است.
رقص تکی از هزاره ی سوم روی تکه مفرغی به شکل آدمی از( تپه گیان) نهاوند. نمونه ی از این رقص بزمی تکی ، نگاره ی برجسته روی لوح سنگی از شوش بدست آمده است (موزه لوور) این نوع رقص های بزمی با رقص های دسته بند مقدس و مذهبی تفاوت دارد.
رقص دسته بند کاسیها در هزاره سوم گونه ی دیگری از رقص های دسته جمعی است به شکلی که بازوان از پشت گردن یکدیگر می گذراندند و دست ها روی شانه های هم می رقصیدند . کاسیها در شمال ایلام پیرامون کرمانشاه و دره های کوههای زاگرس زندگی می کردند.
رقص با سماچه ( سماچه ) به معنی ماسک از ( تپه یحیی ) در کرمان ( هزاره ی دوم تا هزاره ی سوم ق.م.) رقصندگان به منظور رقصی با حرکت پرندگان ، ماسکی به شکل پرنده بر سر و پرهای بلند به بازوانشان بسته اند .
نمونه ی دیگری از همین نوع رقص با ماسک کله ی بز کوهی روی تکه سفالی از تخت جمشید بدست آمده است . رقص با ماسک بز کوهی با در دست گرفتن شاخه های سبز درختی که شاخه های متقارن دارد ، یادآور باوری اسطوره ای است که بارها روی ظرف ها و آثار دیگر نگاشته شده اند . بز کوهی نماد خدای کوهستانها و شاخه های متقارن نماد ((درخت زندگی)) است . این باور متداول آن زمانها و عقیده ی مذهبی مردم آسیای غربی است . رقصندگان با این رقص شادمانه می خواستند داستان بز کوهی و درخت زندگی را مجسم کنند.
رقص سه نفری از ((تل تیموران)) در ارسنجان فارس مربوط به سالهای 1400 تا 1200 ق.م . شبیه به رقص کاسیها.
گذشته از همه این گونه رقص های یاد شده ، گونه های دیگری از رقص مرد و زن به شیوه های دو به دو ، سه به سه ، بازو در بازو یا دست اندر دست هم در ایران زمین وجود داشته است.
نمایش رقص در سر پرچم که از لرستان مربوط به هزاره یکم ق. م . بدست آمده است ، نشان دهنده ی ارزشمند بودن رقص و نیز نشان دهنده ی این است که مردم روزگاران پیش از تاریخ می پنداشتند که همان سان که خودشان روی زمین می رقصند ، خدایانشان نیز در آسمان یا در زیر زمین به رقص برمی خیزند ، نیز برخی باور داشتند که رقصیدن از کارهای خدایان است و آدمی از آنان تقلید می کند ، بنابراین این پندار را بر سر پرچم و نیز سنجاق مفرغی دیگری با تندیس خدا که از لرستان مربوط به سده ی هفتم ق.م. بدست آمده است می بینیم.
رقص دسته بند «كاسوها» در هزاره سوم
از « كاسوها» يا « كاسيها» كه هزاره سوم پيش از ميلاد درشمال ايلام در پيرامون كرمانشاهان و درههاي كوههاي زاگرس ( پيشكوه و پشتكوه) زندگي مي كردهاند، تكه سفالي بدست آمده كه بر روي آن نگارنده سه رقصنده درنزديكي چادرها يا كليبههاي ني شان نشان داده شده است.
اين تكه سفال ازديده نمايش گونه ديگري ازرقص كه در آن رقصندگان هر كدام بازوان خود را از پشت گردن يكديگر گذرانيده ، دستها را بر روي شانههاي همديگر مي نهادند.بسيار ارزنده است و
رقص با «سماچه» از تپه يحيي
ازنيمه دوم هزاره دوم تا هزاره سوم پيش از ميلاد، مهر سنگي استوانهيي كوچكي در دست است كه از « تپه يحيي» دركرمان پيدا شده و بر روي آن پيكره دو آدمي با سرهايي بشكل پرنده و پرهائي كه مانند بال بر بازوانش بسته بود نشان داده شده است.
آنچه در اين مهر شايان بر رسي است، بكار بردن « سماچه» ( ماسك) بشكل پرندگان است است كه رقصندگان با نهادن آنها بر سر روي و بستن پرهاي بلند به بازوانش مي خوستند ودرا رنده درآورده، و رقصي با حركت پرندگان انجام دهند.
نمونه ديگر ارقص باسماچه از تخت جمشيد
خوشبختانه اين مهر تنها نمونه ازرقص با « سماچه» ( ماسك) نيست و تكه سفال كوچكي كه با دست هر تسفلد در تخحت جمشيد پيدا شده،و درتاريخ آنرا شايد بتوان نيمه يكم هزاره دوم پيش از ميلاد دانست، نمونه ديگري از رقص با « سماچه» را نشان مي دهد.
بر روي اين سفال دو تكه، كه پيداست تكههاي شخصي از يك ظرفين سفالين بزرگي است، نگاهر دو تن در حال انجام رقص دسته بند، نگاشته شده كه با گرفتن دستهاي يكديگر، شاخحههايي را كه برگهاي متقارن است( همچون شاخه درخت عرعر يا برگ خرما) بحالت عمودي درميان دستهاس خود نگاشتهاند از آن ، با ژرف نگري
درپيكرههاي اين سفاليه، ديده مي شود كه رقصندگان « سماچه» هايي به رووسر خودنهادهاند كه گمان ميرود كلهبز كوهي ( پازن) رابا شاخها و گوشهايش نشان مي دهد
رقص با « سماچه بز كوهي و دردست گرفتن شاخههاي سبز درختي كه داراي شاخه هاي متقارن است ما را بياد يك موضوع مذهبي و اساطيري از اين روزگاران مي اندازد كه بارها و بارها بر روي ظرفها و آثار ديگر نگاشته شده است، و آن نگاره دو بز كوهي ( نماد خداي كوهستانها) بحال نيم خيز دردو سوي « درخت زندگي» است كه داراي شاخههاي متقارن است و اين نگاره يكي از مووضعهاي بسيار متداول آن زملانست و يك عقيده مذهبي و همگاني مردم آسياي غربي را نشان مي دهد.
از نگاره اين تكه سفال چنين مي توان پنداشت كه اجرا كنندگان اين رقص دسته بند مذهبي در مرودشت تخت جمشيد ، هنگام بهار و سرسبزي درختان و گياهان مي خواستهاند همان داستان بز كوهي و درخت زندگي را تجسم بخشيده و جشن و شادماني خود را با اين رقص مذهبي رونقي دهند.
بهرسان موضع رقص نگاشته شده بر روي اين تكه سفال هر چه باشد، از ديده نشان دادن پيشينه كاربرد «سماچه» ( ماسك) درايرانزمين و در رقصهاي مذهبي و جشنهاي قبيلهيي بسيار پر ارزش و شايان دقت است.
براي باريك بيني درشناخت اين گونه رقصها و دريافت همبستگي آنها با حركتهاي پرندگان و جانوران، نگاره سفالينهاي را از « هاراپا» در اينجا مي آوريم( پيكره شماره 38) كه در آن نيز رقصندگان سماچه گوزن شاخداري را بر روي چهره و سر خود نهادهاند و پيكره گوزن بزرگي نيز در پهلوي آنان ديده مي شد كه رابطه رقص با موضوع آن بيان كرده شود و انگيزه و چگونگي اينگونه رقص نيك آشكار گردد، بيگمان دو رقص يا دشده دربالا نيز اين گونه بوده و رقصندگان از حركات پرندگان و بزهاي كوهي دررقص تقليد مي كردهاند.
رقص سه نفري از تل تيموران
بسال 1332 ه.ش در ارسنجان فارس ، هنگام گمانه زنيها، از « تل تيموران» ظرفهاي گلي نقش و نگارنداري از سالهاي 1400 تا 1200 پيش از ميلاد پيدا شد كه از ميان آنها ، نگاره دو ظرف سفالين شكسته .ازديده زمينه اين گفتار، شايسته بررسي است
در دور دهانه و تنه خمره گلي با خطهاي متوازي و نگارههاي ديگر آرايش يافته است، درلاي خطها، جابجا مجالسي ازيك گونه رقص سه نفري نگاشته شده كه از ديده چگونگي قرار گرفتن دستها و بازوان درست مانند رقص « كسو»هاست.
برتري كه نگاره اين سفاليه بر نگارههاي ديگردارد، دراينست كه در اينجا برخلاف رقصهاي دسته بند ديگر، كه در تشكيل حلقه يا ردههاي آنها،گروه فراواني هنبازي مي داشتهاند – تنها سه تن بازو افكنده در يك رده سه تايي به رقص و پايكوبي برخاستهاند و اين گذشته ازاينكه ا خود نگاره پيداست،از چگونگي دستو بازيوي دو تن رقصنده كه در اين سر و آنسر رده رقص قرار دارند، روشن مي شود.زيرا شكستن بازوها از آرنج و بالا نگاه داشتن دستها در دو سو، نشانه تكميل رده رقص مي باشد
رقص ديگر از تل تيموران
همانند و همزمان نگاره اين ظرف است، نگاره ظرف از همانجا، كه در دو جا درلبه بيروني آن، پيكره رقص دو تن با همين شيوه نگاشته شده، ليك دراين يكي، چون رثصندگان با خطهاي موازي دور ظرف تلاقي كرده، نگارگر از نگاشتن سرها خودداري كرده با ساده كردن آن، جنبه آرايشي مطلق به نگارداده است آنچنانكه اگر دستها نگاشته نشده بود در نخستين نگاه نمي توانستيم دريابيم كه آن گوشههاي شطرنجي پيكر آدمي را نشان مي دهد .
ازبررسي نگارههاي اين دو ظرف از « تل تيموران» فارس، چنين بدست مي آيد كه گذشته از رقصهاي « دسته بند» و « تكي» كه پيش از اين ياد آها كرديم،گونههاي ديگري ازرقص در ايرانزمين بوده است كه در آن رقندگان دوبدو، سه به سه، بازو دربازو يا دست در دست هم انداخته ، به پايكوبي برمي خاستند، و نيز بگواهي نگارههاي اين سفالينهها، شماره ردهسه تايي و دوتايي در يك مجلس رقص، بيش از يكي دو تا بوده است و در اين رقصها اگر چه از نگارهها چيزي فهميده نمي شود- شايد درهر رده سه تايي: يك مرد و دو زن يا دو مرد و يكزن، و دررقصهاي دوتايي: يك مرد و يك زن يا دو مرد يا دو زن با هم مي رقصيدند
نمايش رقص در سر پرچم
در لرستان از هزاره يكم پيش از ميلاد ، سر پرچم مفرغ شبكي بدست آمده كه اينك در مجموعه پروسور زارع در موزه لوور نگاهداري مي شود. دردرون حلقه اين سر پرچم، رقص دست بدست چهار تن با شيوهايي استادانه و زيبا و تركيبي نو، نشان داده شده است. باز در پايه همان سر پرچم كه جاي گذرانيدن چوب يا ميله پرجم بوده، نديسه دو آدمي درحال رقص دست بدست نمايش داده شده است.
خوشبختانه در اين نمونه مفرغي، حركت پاها و دستها را در حال رقص، بخوبي مي توان دريافت و پيدايست كه هر يك از رقصندگان، يكي ازپاهاي خود را از زمين بلند كرده پس از خم كردن پشت سر، سپس در جاي ديگر بزمين مي نهاده و همين كار را با پاي ديگر انجام مي داده تا رفته رفته .حلقه رقص بدور خود چرخيده و جاي رقصندگان عوض مي شده است
اين سر پرچم ازديده نماي اينگونه رقص و از ديده ديگر، يكي از مدارك بسيار پر ارزش دربارة رقص در ايران زمين است و ما از آن درمي يابيم، كه در ميان مردمان روزگاران باستان، رقص تا چه اندازه ارج و بها داشته است كه آن را همچون نشانه يي بزرگ درسر پرچمهاي خود به نمايش مي نهادهاند.
رقص خدايان در آسمان
مردم روزگاران پيش از تاريخ همان سان كه خودشان درروي زمين به پايكوبي و دست افشاني بر مي خاستند چنين مي پنداشتند كه خدايشان نيز در آسمان يا در زير زمين ،
برخي از مردمان روزگار باستان چنين باور داشتند كه اصولا رقصيدن از كارهاي خدايان است و اين آدمي است كه به تقليد از آنان، درروي زمين ،جنبشها و جيت وخيز هاي آنان را تكرار مي كند و اين پندار را سر پرچم يا سنجاق مفرغي ديگري از لرستان كه زمانش به سده هفتم پيش از ميلاد مي رسد، و در مجموعه ج.ل . وينتروپ نگاهداري مي شود.براي ما بازگويي مي كند. پيكره
دراين سر پرچم مفرغي مشبك ،تنديس سه خدايا رب النوع شاخدار نشان داده شده كه خداي ميانين كه پابگاهش از دو تاي ديگر والاترست پا بروي قرص خورشيد و دوتاي ديگر پا بر پشت دو شير غران نهاده،دست بر دست هم مشغول رقصند، تو گويي، بكاربرندگان اين سر پرچم، از اين راه خواستهاند چرخش و گردش خورشيد را در آسمان از خرايان به خاوران( از شرق به غرب) همچون رقصي موزون و سنجيده بيان كرده، نمايش بدهند،بهرسان اين سر پرچم نيز از ديدگاه نمايش جنبههاي خدايي و مذهبي رقص، در ميان مردم ايران زميني ،شايان توجعه و بررسي است
***********************************************************************************************************************
رقص درمانی
ترودی شوپ از بنیان گذاران روش رقص درمانی می گوید :
بسیار ساده باید گفت که واژه ای نیست که بتواند احساس شادی، سرور از وجود خود و اشتیاق به زندگی را که رقص به انسان می دهد، توصیف کند.
رقص یکی از قدیمی ترین شیوه های بیان احساسات آدمی است كه هنوز هم جای خاصی را در زندگی انسان دارد. رقص در زمان های گذشته نیز در میان اقوام مختلف و در مناطق گوناگون ایران و جهان به عنوان روش درمانی مورد استفاده قرارمی گرفته و بنا بر شواهد باقی مانده، آگاهی زیادی در مورد قدرت جادویی آن وجود داشته است.
استفاده از شیوه رقص درمانی، به معنی امروزین آن، از سال های چهل میلادی در آمریکا رایج شده است.
در اين روش از هنر رقص و پایه آن یعنی حرکت، برای کمک به استقرار تعادل در وضعیت روحی و جسمی فرد و ایجاد اعتماد به نفس در وی بهره جویی می شود.
امروزه با توجه به شرایط و محدودیت های فراوان خانوادگی و اجتماعی که بویژه در مورد دختران و زنان جوان وجود دارد، تعداد کسانی که از بیماری های روحی و روانی و بخصوص افسردگی رنج می برند بطور مرتب افزایش می یابد. شیوه های مختلفی برای مقابله با این بیماری ها وجود دارد که رقص درمانی یکی از آنهاست.
از اواخر سال های هشتاد استفاده از امكان درمانى رقص در آلمان مرسوم شد و در ۱۹۹۵ ميلادى اتحادیه رقص درمانی آلمان تأسیس گردید كه كار خود را بر مبناى فلسفه وحدت انسان با جسم خودپايه ريزى كرده است. در آلمان امروزه درمانگران از طریق رقص با گروه های مختلف سنی از کودکان گرفته تا بزرگسالان و افراد مسن، و در موارد گوناگون، برای نمونه در درمان مبتلایان به اعتیاد و یا بیماران مختلف روحی، این روش را بکار می گیرند.
رقص درمانی ، که همچنین آن را حر کت یا جنبش درمانی نیز می نامند ، کاربرد روان درمانی حرکت و جنبش بعنوان فرایندی برای ترکیب و یکپارچه کردن فرایندهای عاطفی ، شناختی ،اجتماعی و جسمانی درمانجویان است.رقص اساسی ترین بخش هنرهای بیانی است که شامل بیان مستقیم احساسات و حالات روانی از طریق حرکت فیزیکی یا جسمانی بدن است.
بر اساس این فرض که بدن و ذهن یا جسم و روان به هم مرتبط می باشند،
رقص درمانی تغییراتی را در احساسات ، شناخت، عملکرد جسمانی ، رفتار و دیدگاه و گرایش فرد به وجود می آورد و به در مانجویان کمک می کند.
· استرس یا فشار روانی خود را کاهش دهند
· عواطف و احساساتی را که افراد معمولا از آن دوری میکنند،بیرون بکشند
· اعتماد بنفس پیدا کنند
· حدود و مرزها را به صورت شخصی و تنی تعریف کنند بدون آنکه مجبور شوند این کار را در رابطه با دیگران انجام دهند
جسور یا دارای اعتماد بنفس و صمیمی باشند بدون آنکه حس اظهار وجود خود را از دست بدهند.
عبارت رقص درمانی ، اصولا به چه معناست؟
رقص درمانی، یعنی درمان از طریق رقص و حرکت،
اما نه به آن معنا که یک طراحی رقص وجود داشته باشد، بلکه هر حرکتی که با ریتم انجام بشود، در این بحث وجود دارد.
یعنی کسی ممکن است فقط نشسته باشد و با پایش روی زمین ریتم بگیرد یا صحبت کند و چشمهایش را بهم زند، همه این نوع حرکات با ریتم دراین مجموعه می گنجند.
یعنی همه ی این حرکات معنی دارند و به همین دلیل رقصنده هایی که اوایل قرن گذشته رقص هایی را بوجود آوردند که خارج از ساختار رقص های کلاسیک مثل باله و رقص های فولکلور بودند، و بر روی صحنه رقص هایی نشان دادند که فقط حرکتی را بازتاب می داد که در آن گفتار در واقع درون رقصنده بود و بیشتر به تئاتر شباهت داشت، از آنجا دریافتند که می شود از طریق حرکات و منتقل کردن احساسات و اتفاقهایی که در درون انسان می افتد به بیرون، یک طریقه ی درمان پیدا کرد.
رقص درمانی البته سنت بسیار قدیمی دارد، در میان اقوام پیشین، مردمی که خیلی طبیعی زندگی می کردند، مثلا رقص «زار» در ایران و یا رقص هایی که هنوز در میان برخی قبایل آفریقایی وجود دارند. این سنت همیشه وجود داشته که از طریق حرکت و ریتم می شود درمان کرد. همانطور که می دانید زمانی که یکنفر از لحاظ روحی یا جسمی مشکلی پیدا می کند، حرکات و میمیک چهره اش تغییر می کند. بنابراین سلامتی با حرکات و فرم بدن و ریتمی که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط بسیار مستقیم است.
رقص درمانی هم به شکل فردی انجام می گیرد و هم به صورت گروهی.
این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد. یعنی شاید افراد خانواده ای به یک درمانگر مراجعه کنند و مشکلی داشته باشند که درمانگر با آن ها بصورت جمعی کار می کند، در واقع در یک گروه. یا اینکه افراد متفاوتی هستند که مشکل مشترکی دارند، آنها می توانند در یک گروه رقص درمانی بشوند. ولی ممکن است کسی هم باشد که بخواهد به شکل انفرادی معالجه شود.
می توان در مجموع گفت استفاده از روش رقص درمانی مانند انواع روشهای درمانی دیگر، هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی امکان پذیر است.
رقص درمانی موثر برای همه ی گروه ها
رقص درمانی برای هیچ گروه خاصی نیست، یعنی می توان واقعا در تمام موارد از این روش استفاده کرد. البته در موارد خیلی جدی بیماری های روانی که بیمار تحت درمان دارویی ست، باید این نوع از معالجه را در تکمیل معالجه ای که بیمار تحت درمان آن است بکار گرفت. یعنی این نوع درمان فقط می تواند بصورت تکمیلی کمک هایی بکند. در موارد دیگر شرایط فرق می کند، یعنی وقتی که فرد مراجعه کننده به آنصورت اختلالات روانی ندارد که تحت درمان دارویی باشد، او با هر مشکلی می تواند از شیوه رقص درمانی برای معالجه اش مدد جوید. برای نمونه فردی که به افسردگی دچار است.
البته افسردگی هم در یک حالتش بیماری ست که درمان آن در بخش روانپزشکی، به اصطلاح دارو ـ درمانی امکان پذیر است. ولی نوعی از آن وجود دارد که خیلی ها در زندگی روزمره می توانند گرفتارش شوند. در هر صورت کسانی که در موارد گفته شده مشکلی دارند، می توانند به درمانگر مراجعه بکنند. رقص درمان ها هم البته بخاطر اینکه بتوانند محدوده کارشان را مشخص کرده و بطور تخصصی کار کنند، هر کدام در حیطه معینی عمل می کنند. فرض کنید کسی که بیشتر با بچه ها و نوجوانان کار می کند و در زمینه درمان آنان تجربه کسب کرده، دیگری در بیمارستانهای روانی تخصص اش را گرفته و او باز با بخش بیمارهای دیگر سروکار پیدا می کند و همینطور به نسبت زیر مجموعه هایی که در مسایل روانی وجود دارد، درمانگر هم حوزه کار خودش را تعیین کرده و در آن تجربه کسب می کند.
رقص درمانی کمکی برای محدود کردن عوارض بیماری های روانی
اصلا رقص درمانی در واقع برمی گردد به اولین حرکاتی که در انسان بوجود آمده، یعنی از شکل گرفتن سلول تا تکامل جنین و تولد و حرکات اولیه ی نوزاد، همه ی اینها یعنی جریان یک انرژی در طبیعت. حرکات روزمره ی ما هم از این جدا نیست، یعنی فرض کنید قلب حرکات و ریتم خاصی باید انجام بدهد، این حرکات اگر منظم باشند شما احساس خوبی دارید و اگر منظم نباشند، آن را حس می کنید و به یک پزشک مراجعه می کنید. حالات روحی هم بی ارتباط با این جریان انرژی نیستند. در جایی که از انرژی درون جسم استفاده ی درستی نشود، مشکل ایجاد می شود.
برای نمونه فرض کنید دهقانی که در مزرعه کار می کند و مرتب در فعالیت است. یعنی با طلوع آفتاب بیدار می شود و با غروب آفتاب به منزلش برمی گردد و زندگیش ریتم خاصی را دارد و تمام ارگانهای بدنش هم با این ریتم در ارتباط است و روحیه اش هم در ارتباط با همان ریتمی است که خواب و نظم غذا خوردنش ونظم حرکاتش در کار دارند. حالا فرض کنید انسانی که اینهمه انرژی دارد و این انرژی باید در گردش باشد، بشکلی محدودیت برایش ایجاد شود.
مثلا کودکی که اجازه ی بازی ندارد، یا اجازه ی هر نوع بازی را ندارد، مثلا نمی گذارند بدود یا جایی برای دویدن ندارد و یا فرض کنید اصلا از او نمی خواهند که آن انرژیی را که دارد در جریان بیندازد. این انرژی در بدن محدود شده و در آنجا ایجاد سد می کند. مسلم است که این سد در روحیه نیز تاثیر می گذارد.
زمانی که از طریقی این سدها را برداریم، فرض کنیم از طریق حرکات خاصی یا آموزش موسیقی، و جریان این انرژی را دوباره تحریک کنیم، در آن شخص احساس زندگی ایجاد می شود و باعث می شود این احساس در کار روزمره اش، در درسش، در زندگی اش با افراد دیگر، با محیط اطرافش نقش بازی کند و کیفیت زندگی اش را بالاتر ببرد.
رقص و یا کلا حرکت جسمی ، باعث علاقمندی به زندگی
برای اینکه زندگی یعنی حرکت و این حرکت باید در مسیری باشد که ذهن من، بدن من، اندازه ی بدن، فعالیت مغز من آنرا در خواست و طلب می کند. در حالیکه اینها ارتباط شان با یکدیگر قطع شود، یعنی اگر آن فعالیتی که فرضا از بدن من برمی آید انجام ندهم،
مثلا اگر فرض کنیم یک آدم سالم تمام روز پای کامپیوتر بنشیند، همین نشستن پای کامپیوتر و یک جنبه ای نوع حرکت، یعنی در حالی که انسان فقط نگاهش و دستهایش کار می کنند و تمام بدنش بی حرکت است، هم در روح و هم در جسم ایجاد اختلال می کند. برعکس آن، یعنی وقتی انجام حرکات به بدن نیرومند و سالم برگردد، آنوقت این حرکات می توانند فرد را به زندگی علاقمند کنند ، نشاط به او بدهند و به انجام کارهای مختلف وادارش کنند، کمااینکه دیگر او نتواند در روز هشت یا نه ساعت را فقط روی صندلی بسربرد.
رقص درمانی و کلام آخر
رقص درمانی احتیاج به یک مربی دارد، یعنی کسی که به او درمانگر و هدایت کننده ی آن حرکات می گویند.
رقص در هرصورت خوب است. فرض کنید شما صبح که از خواب بیدار می شوید، نواری بگذارید و شروع کنید به رقصیدن. اصلا خود این عمل در همان روز، در تمام طول ساعات روزتان کلی نشاط می آورد. ولی مثلا درمورد افسردگی، در این مورد حتما نیاز به یک هدایت کننده وجود دارد. بخاطر اینکه کسی که افسرده است اگر شما صدتا نوار خیلی زیبا هم برایش پخش کنید و موسیقی خیلی عالی ای هم برایش اجرا کنید، ممکن است تاثیر کمی روی او بگذارد، ولی نمی تواند آن اتفاقی را که در درونش می افتد، به بیرون منتقل کند.
انتقال احساسات از درون به بیرون ، این جنبه ای است که رقص درمانی خیلی روی آن تاکید دارد،
یعنی اینکه شما این احساس را از درون به بیرون منتقل کنید، یعنی ارتباط با بیرون را دوباره برقرار کنید. برقرار کردن این ارتباط با بیرون از یک آدم افسرده خودبخود برنمی آید. درمانگر در واقع باید خیلی با احساس همدلی با کسی که حرکات و ریتم بدنش به دلایلی محدود شده و به بیرون منتقل نمی شود، برخورد کند.
اگر دیده باشید افرادی که افسردگی دارند خیلی بی حرکت می شوند و حتی در موارد شدید آن افسردگی می تواند انسان را نیمه فلج کند. انسان افسرده میمیک صورتش به کلی تغییر می کند و تبدیل به نوعی ماسک می شود. شما نمی توانید با موسیقی خاصی یکمرتبه این شخص را به فعالیت وادارید. این شخص باید به مرور زمان از درون حرکت را حس کند، خودش را لمس کند و خودش را احساس کند و این یک پروسه ی طولانی مدت است.
***********************************************************************************************************************
برگرفته از گفته های خانم بهار نادری جامعه شناس و درمانگر در حوزه ی رقص درمانی از آلمان و مقالات مختلف در مورد تاریخچه رقص در ایران
***********************************************************************************************************************
چمدان بسته ام و عازم خلوت شده ام
غزل و خلوت و سيگار و... خدايي هم هست
این وبلاگ با همکاری امید اکبری و سایر دوستان سعی بر این دارد نیم نگاهی داشته باشد به آسیب های اجتماعی رایج در ایران که توسط(گردآوری، تحقیق، مصاحبه، گزارش، نشست های خود اعضا با اساتید و دست اندرکاران امور و...) در حد توانایی مورد بحث و بررسی قرار گیرند.