فقر فرهنگی

            امید اکبری

فقر همه جا سر میکشد

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست 

طلا و غذا نیست

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی مینشیند

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های برگشتی راخرد میکند

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود

فقر ، همه جا سر میکشد
فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست

فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است

دکتر شریعتی

یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم

امید اکبری

یکی از صبح‌های سرد دی ماه در سال1390 ، مردی در متروی تهران، ویولن می نواخت.
او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت. در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند...

ادامه آزمایش در ادامه مطلب

ادامه نوشته