اثری تازه از امید اکبری

من/ نمیشناسمش؟ کی هست حالا ایشون؟؟؟؟

تو/ مشناسمت مثل کف دستم

کار /گشتم نبود. نگرد نیست...

پدر - مادر - خواهر - برادر / اسامی کاملا دور اما صمیمی همه...

دوست / در همین نزدیکی است و ما اندر خم یک کوچه ایم...

دین/ چه تعریفی بکنم که بهم نگن عقب افتاده...

دوستی با یه جنس مخالف / عادت ناآشنا

ازدواج / عجب خان خفنی درموردش حتی فکر هم نمی کنم...

طلاق/ جدیدن جشن هم براش میگیرن...

سوال/ نپرس فعلا مصلحت نیست...

حقیقت/ از یابنده تقاضا داریم آن را به ما هم بدهد...

عاطفه/ یعنی طلاق عاطفی

خانواده/ خ.ا.ن.و.ا.د.ه ...

زندگی/ یادم رفت چجوری بود؟؟؟!!!...

فیس بوک/ خدا از ما نگیره...

گرانی / دمش گرم هر جا هستم او نیز با ماست

نقاب / هر روز می زنیم...

دروغ/ رمز درآمد...

موبایل/ همدم ارتباطات...

قانون/ در بی قانونی است...

دانشگاه/ فقط جهت باز بودن محیط....

شیشه/ مشترک مورد نظر در دسترس کامل است...

پول/ جای انسانیت را به خوبی پر کرده...

خدا/ گمشده همه...

موزیک/ بدون تو هرگز فقط باشه همین...

فرهنگ/ ایرانی؟ اسلامی؟ غربی؟ شرقی؟

مشارکت سیاسی/ ؟؟؟

مطالعه/ خدا نکنه

بیکاری / داریم مگه؟؟؟؟

زغال را بگذار اندکی دود بدیم به این هوای مه آلود اطرافمان...